در حاشيه لغو امتياز سرمايه
لغو امتياز،رويه تازه و خلاف قانون هيئت نظارت بر مطبوعات
اگر تا چندي پيش، افکار عمومي با اخبار مربوط به توقيف مطبوعات و روزنامه ها مواجه بود، اينک چند صباحي است که با تغيير رويه هيات نظارت بر مطبوعات، اين اخبار از «توقيف» به «لغو امتياز» تغيير ماهيت داده اند. در آخرين نمونه روزنامه پر تيراژ «سرمايه» به جاي توقيف، لغو امتياز شد تافعالا ن رسانه اي بازهم با اين رويه جديد روبرو باشند.روزنامه سرمايه مطابق آنچه در حکم هيات نظارت آمده است، به دليل آنچه تغيير قطع و اندازه و انتشار خارج از زمينه مصوب عنوان شده با حکم لغو امتياز روبرو شده است.اگر به واقع اين روزنامه رويه اي غير قانوني در پيش گرفته بود، آيا هيات محترم نظارت در طول اين چهار سال و اندي از انتشار آن، در اين مورد تذکري مطرح کرده و موضوع را با مديران آن در ميان گذاشته است؟ آيا روا بود که حدود 100 نفر از پرسنل اين روزنامه از اعضاي تحريريه گرفته تا فني، تصحيح و چاپ از کار بيکار شوند؟ آيا به واقع راه ديگري نبود؟ بر فرض وجود تخلف، مطابق قانون، پرونده اين روزنامه مي بايست در دادگاه مطرح و پس از طرح کيفر خواست و دفاعيه مديران روزنامه، هيات منصفه نظر خود را در خصوص پرونده اين روزنامه صادرمي کرد و آن گاه بود که قاضي مي توانست حکم نهايي را صادر کند; آيا کوتاه کردن راه و لغو امتياز ناگهاني تنها راه موجود بود؟شايد همين دلا يل بود که منجر به انتقاد روز سه شنبه عضو فراکسيون اقليت و رياست فراکسيون دانشگاهيان مجلس در اين خصوص شد; مصطفي کواکبيان با اشاره به اينکه هيات نظارت بر مطبوعات اخيرا رويه اي ناصواب را در پيش گرفته است، از لغو امتياز روزنامه ها بدون بررسي پرونده آن در دادگاه به شدت ابراز نگراني کرده و خواستار بررسي پرونده تمامي روزنامه هاي متخلف در دادگاه شده بود.واقعيت هم اينجاست که در زمانه اي که فعاليت هاي رسانه اي بسيار بيش از گذشته درحول و حوش اخبار و حوادث ايران متمرکز شده است، توقيف يک روزنامه داخلي چه معنا و مفهومي مي تواند داشته باشد؟ آيا اين جز بدين مفهوم است که مي تواند برخي نگاه ها را به خارج از مرزهامتوجه کند؟ تازه اين مورد جداي از تحديد و تهديد هايي است که چنين لغو امتيازهايي براي ساير رسانه هاي منتقد در پي خواهد داشت و آنان را به صورت طبيعي در ايفاي وظايف ذاتي شان دچار ترديد خواهد کرد.جا دارد که وزارت ارشاد و هيات نظارت بر مطبوعات، در بررسي پرونده هاي اين چنيني، ضمن اعمال حداکثر اغماض، پرونده ها را براي بررسي به دادگاه هاي صالحه بفرستند تا از اين رهگذر، حداقل جاي دفاعي براي رسانه اي که به عملي غير قانوني متهم شده است، باقي بماند. اميد که چنين شود...
اين يادداشت در سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران هم در دسترس است
http://aoij.ir/main.php?t=2&id=1330

تاثيرات مخرب پارازيت ها بر سلامت مردم
در گفتگويم با داريوش قنبري

دو هفته ای است که به دنبال هشدار مسعود پزشکیان چهره سرشناس مجلس، نگرانی هایی در بین افکار عمومی از یک طرف و بخشی از نمایندگان مجلس از طرف دیگر درباره آثار مخرب پارازیت ها بر سلامت مردم ایجاد شده است. نگرانی هایی که البته با پیگیری هایی نیز در کمیسیون بهداشت مجلس روبه رو بوده است. نکته اما اینجاست که با توجه به دیدگاه بسیاری از صاحبنظران درخصوص آثار قطعی و مخرب پارازیت ها بر سلامت مردم، این موضوع نیز دستخوش جناح بندی های سیاسی شده و از بررسی تخصصی ابعاد گوناگون آن خودداری می شود؛ موضوعی که داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس هم بر آن انگشت می گذارد و خواهان بررسی دقیق آن بدون در نظر گرفتن دیدگاه های سیاسی می شود...
جناب آقای قنبری، علت حساسیت نمایندگان مجلس به موضوع اثرات مخرب پارازیت ها بر سلامت مردم چیست؟ در هفته های گذشته بحثی در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس مطرح بوده با این مضمون که آیا پارازیت ها بر سلامت مردم آثار سوء دارند یا خیر؛ این موضوعی است که باید در انتظار پاسخ کارشناسی آن از سوی این کمیسیون باشیم اما آنچه مسلم است این است که بسیاری از کارشناسان و متخصصان بر این باور هستند که پارازیت ها بر سلامت مردم تاثیر منفی می گذارد و از همین رو هم هست که در طول هفته های گذشته مجلس نسبت به این موضوع حساس شده و خواستار پیگیری کارشناسانه آن است.
ادامه مطلب...

از مانكن هاي بدون سر تا حذف كروات و پاپيون

روز چهارشنبه اول مهر ماه رسانه ها از وضع ضوابط و محدوديت هاي جديد در عرضه و فروش لباس هاي خارجي و ممنوعيت به نمايش گذاشتن پاپيون و کراوات در معرض ديد عموم و عدم استفاده از مانکن هاي داراي سر از سوي پليس اطلا عات وامنيت عمومي نيروي انتظامي اخباري را منتشر کردند.بر طبق اين ضوابط که به رئيس اتحاديه پوشاک و لباس تهران ابلا غ شده فروشندگان البسه با 10 مورد محدوديت جديد مواجه شده اند که بعضا به نظر مي رسد از پشتوانه کارشناسي قوي و مناسبي برخوردار نيست و به همين دليل کمتر کسي، وضع آنها را دليلي بر کاهش گرايش جوانان به اين نوع خاص از پوشش ارزيابي مي کند.
جامعه شناسان و روانشناسان بارها در خصوص رفتارهاي غيرکارشناسي و سلبي و قهري به ويژه در مسائل مربوط به پوشش جوانان هشدار داده و تداوم اين نوع خاص از رفتارها را سبب سلب اعتماد قشر کثيري از جوانان از تصميم گيران امر مي دانند; با اين وجود جاي سوال است که چرا اين رفتارها با وجود ادعاهاي تبليغاتي برخي دولتمردان در مورد عدم ضرورت برخورد با پوشش جوانان، همچنان تداوم يافته و حتي ابعاد گسترده تري نيز به خود گرفته است؟ آيا تصميم گيرندگان تصور مي کنند که با اين ضوابط جديد که در مورد پشتوانه کارشناسي آن ابهامات جدي وجود دارد استفاده از انواع خاص از البسه محدود مي شود؟
اجباري کردن استفاده از مانکن هاي بدون سر يا نيم سر نيز مورد ديگري است که به جمع محدوديت ها افزوده شده است; آخر نمي دانيم يک شي» پلا ستيکي چگونه مي تواند موجبات انحراف افکار و اذهان جوانان ما را فراهم کند و اصولا استفاده از مانکن هاي بدون سر، چه مشکلا تي مي تواند ايجاد کند که اکنون درصدد ايجاد محدوديت در مورد آن بر آمده ايم؟ به راستي اين طرحها تا چه حد از پشتوانه قوي کارشناسي برخوردار است؟
آيا فکر نمي کنيم که به جاي اين اقدامات سلبي، بايد به فرهنگ سازي روي آوريم؟ چرا که اگر بنيان هاي فکري جوانان ما محکم باشد به هيچ روي و به هيچ طريقي منحرف نمي شوند. البته اگر اين موارد را مصداق انحراف بدانيم...
به هر روي بهتر آن است تا پيش از اجراي اين طرح هاي جديد و ابلا غ ضوابطي اين چنين، با مشورت با کارشناسان و جامعه شناسان زبده، زمينه اي فراهم کنند تا اين طرح ها با پشتوانه کارشناسي قوي اجرا شود و ديگر لا زم نباشد با گذشت مدتي از اجراي طرح و اثبات غير کارشناسي بودن آن، شاهد ايجاد تغييراتي در آن باشيم که بدون ترديد هزينه هايي هم که بعضا جبران ناپذير خواهد بود در برخواهد داشت.

گفت و گويم با استاد علي اكبر قاضي زاده كه در اعتماد به چاپ رسيد
خودگردانی تنها راه بقای نشریات مستقل محلی است
.jpg)
ادامه مطلب...

نتايجي كه براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهت آور است مردمي كه در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي راي داده اند با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند. آنان اينك بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد. نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي امانت ديده ايم و مي بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود كننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.
به مسوولان توصيه مي كنم بيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست. آنان بيش از هر كس ديگر از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.
اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراء مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.
جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت ميكردند سپاسگذاري كنم و تاكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه اي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.
و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما اذيتمونا و ع لي الله فليتو كل المتوكلون

كارنامه نشر در گفتگويم با زيبا جلالي ناييني
حضور در نمايشگاه كتاب ديگر غرور آفرين نيست
بالاخره بیست و دومین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران هم در مصلای تهران آغاز به کار کرد و نویسندگان و ناشران در تلاشند از فرصت به دست آمده برای عرضه آخرین آثارشان نهایت بهره برداری را داشته باشند. در آن سوی گود اما هستند ناشرانی که با دیدی انتقادی به کارنامه نشر در سال های اخیر، حمایت های دولتی را تنها محدود به قشری می دانند که کوچک ترین سهمی را در اعتلای فرهنگ این مملکت ندارند و عجیب آنکه از بیشترین حمایت ها نیز از جانب دولت برخوردارند. زیبا جلالی نایینی مدیر انتشارات شیرازه یکی از همین منتقدان است.او در گفت وگو با «سرمایه» از کم و کیف کارنامه نشر در این سال ها می گوید و اینکه از حضور در این دوره از نمایشگاه احساس مثبتی ندارد و آن را غرور آفرین نمی داند:
ادامه مطلب...

نه!هرگز شب را باور نكردم
چرا كه در فراسوي دهليزش
به اميد دريچه اي
دل بسته بودم


گفتگويم با رييس سابق اتحاديه كارگران قراردادي
بيشترين فشار را كارگران متحمل مي شوند
همه ساله و با نزدیک شدن به اول ماه مه روز جهانی کارگر، تکاپوی جریانات و افراد فعال در بحث های کارگری از یک طرف و دولتمردان از طرف دیگر در جلب توجه افکار عمومی به اهمیت رعایت حقوق کارگران و لزوم حمایت همه جانبه از این قشر شریف و زحمتکش در حالی دوچندان می شود که به دلیل عدم رعایت تمامی موازین مرتبط با احقاق حقوق کارگران در بقیه ایام سال، این اظهارات و موضع گیری ها کمتر با اقبال جامعه کارگری کشور روبه رو می شود.امسال اما به دلیل در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری، رئیس جمهوری و داوطلبان انتخابات دهم به نحوی ویژه به طرح مطالبات کارگران و راهکارهایشان برای حل معضل قراردادهای موقت کار می پردازند . این موارد در کنار لزوم پاسداشت مقام کارگر ما را بر آن داشت تا به سراغ رجبعلی شهسواری رئیس سابق اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی کشور برویم و در گفت وگویی نظرات وی را در این حوزه جویا شویم... ¦
آقای شهسواری، مهم ترین معضل جامعه کارگری امروز ایران را چه عاملی می دانید؟
امروز مشاهده می شود به وفور جنس هایی از خارج از کشور به داخل وارد می شود که همین میزان واردات بی رویه به ورشکستگی بسیاری از واحدهای تولیدی و البته اخراج کارگران از این واحدها انجامیده است. متاسفانه به دلیل موج واردات بی رویه، دیگر تولید بسیاری از کالاها برای تولیدکنندگان ما صرفه اقتصادی ندارد و در این شرایط طبیعی است یا مدیر این واحد کارگر خود را اخراج کند یا از وی با میزان مزد بسیار پایین بهره ببرد که در بسیاری از موارد کارگران ما مجبورند برای گذران امور به شرایط سخت کاری تن بدهند.
آیا فکر نمی کنید، می توان تدابیری اندیشید که به نحوی یا جلوی این واردات بی رویه را گرفت یا از تولیدکننده داخلی حمایت کرد؟
البته که می شود؛ ما اگر شرایط تولید را برای تولیدکنندگان مان تسهیل کنیم، وام هایی با بهره های بالا به آنها ندهیم که بازپرداخت همان وام ها به ورشکستگی واحدهای تولیدی بینجامد و شرایط را از مبادی گمرکی برای ورود بی رویه محصولات به داخل کشور محدود و سخت کنیم، معلوم است که شرایط بهتر از آنی می شود که الان هست.
نگاه حمایتی به کارگران را در این شرایط تجویز می کنید؟
بله، ما در تمام امور نگاهمان باید به نفع جامعه کارگری باشد و این در حالی است که به عنوان مثال در خصوصی سازی اصلاً منافع کارگران دیده نمی شود. اصلاً فکر نمی شود با خصوصی شدن بسیاری از سازمان ها و نهادهای مشمول، شرایط از اینی هم که هست بدتر می شود و مدیران آینده این سازمان ها چون فقط به سود و کسب سرمایه می اندیشند یا نیروهای خود را تعدیل می کنند یا شرایطی را فراهم می آورند که کارگران با حداقل مزد به ادامه کار راضی شوند و اینگونه است که من فکر می کنم در هر موضوعی طبقه کارگران مظلوم واقع شده و حقشان ضایع می شود. البته بسیاری از شرکت های خصوصی هم تقصیری در این زمینه ندارند زیرا آنها نیز عنوان می کنند از پشتیبانی برخوردار نیستند که خود پشتیبان کارگران شوند.
وضعیت قراردادهای کار را چگونه ارزیابی می کنید؟
امروز وقتی دولت و ادارات رسمی مبادرت به استخدام های قراردادی می کنند، دیگر ما چه توقعی از شرکت های خصوصی می توانیم داشته باشیم. آیا با این وضع کسی می تواند به شرکت های خصوصی اعتراضی را روا دارد. متاسفانه دولت که خود باید الگوی دیگران در این زمینه باشد در چارچوب منافع کارگران قدم برنمی دارد.من فکر می کنم امروز کارگران ما هم باید سهامدار شرکت ها شوند تا از این دریچه بتوانند حداقل منافعی را نصیب خود کنند در غیر این صورت و با وضعیتی که امروز مشاهده می شود، ما هر روز باید به دلیل اصل خصوصی سازی نهادها و سازمان ها، در انتظار بیکار شدن تعداد دیگری از کارگران زحمتکش ایرانی خود باشیم.

در گفتگوي مشترك من و فروزان آصف نخعي با شهردار تهران مطرح شد
حكومت هاي محلي راه حل توسعه و امنيت
سخن گفتن از توسعه شهري بدون در نظر گرفتن رابطه آن با سرمايه اجتماعي،در جهان پرتلاطم كنوني امري عبث و بدون نتيجه اي مشخص برآورد مي شود. سرمایه اجتماعی به عنوان مؤلفه کلیدی توسعه مورد مطالعه صاحبنظران علوم اجتماعی قرار گرفته است. سرمایه اجتماعی دارای مؤلفه هایی چون اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و آگاهی اجتماعی است که در جوامع مختلف در اشکال و میزان های متفاوتی دیده می شود. راهبرد توسعه شهري در ابتدا با عنوان برنامه کمک و همياري شهري شناخته مي شد و در مسير اين تفکر غالب که شهرها موتور توسعه ملي هستند ، تأکيد آن بر امکان يک رشد هماهنگ در سرمايه گذاري از طريق ممکن ساختن رشد اقتصادي بود.تمامي اين دغدغه ها به انضمام ضرورت آشنايي با ديدگاه هاي شهردار كلان شهري چون تهران كه اتفاقا فردي چون محمد باقر قاليباف در صدر آن قرار دارد ما را بر آن داشت تا در هنگامه اي كه بحث كانديداتوري وي براي انتخابات رياست جمهوري دهم بيش از هر زمان ديگري جدي شده است،به سراغ وي برويم و در يك گفتگوي چالشي نظرات وي را در اين حوزه به چالش بكشيم كه ماحصل آن را در زير مي خوانيد...
ادامه مطلب...

گفتگوي اخيرم با مديا كاشيگر
ايراني ها ياد نگرفته اند پاسخ سوالاتشان
را در كتاب ها جستجو كنند

در حالی که چندی پیش رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران سرانه روزانه مطالعه بین ایرانی ها را تنها دو دقیقه در روز عنوان کرده بود، دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور متوسط میزان مطالعه غیردرسی مردم ایران را 18 دقیقه در روز اعلام کرد. فارغ از اینکه کدام یک از آمارهای بالا به واقعیت نزدیک تر هستند، آنچه در این بین مهم و جالب توجه است، میزان مطالعه در کشورهای توسعه یافته است؛ مطابق آمارها این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته مثل ژاپن و انگلیس که سرانه مطالعه حدود 90 دقیقه در روز است و در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای مانند ترکیه یا مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است، سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد یک بحران است؛ بحرانی که ما را به این نتیجه می رساند که گویا برای ایرانی ها، آرایشگاه ها و گیم نت ها مکان های پرجاذبه تری نسبت به کتابخانه ها و کتابفروشی ها هستند. مدیا کاشیگر نویسنده، مترجم و شاعر که تاکنون 20 جلد از کتاب های وی روانه بازار نشر شده است درخصوص مطالعه کم ایرانی ها اما عقیده متفاوتی دارد...
آقای کاشیگر، شما مهم ترین دلیل سرانه پایین مطالعه بین مردم ایران را در چه عاملی می دانید؟
به نظر من عامل اقتصادی شاید مهم ترین دلیل مطالعه کم ایرانی ها باشد؛ به نظر شما چند درصد از ایرانی ها قدرت خرید کتاب را دارند؟ فارغ از این موضوع چند درصد از آنان توان ایجاد یک کتابخانه را برای خود دارند؟ من فکر می کنم پاسخ این سوال ها رقم بسیار پایینی از مردم ایران را شامل می شود.
یعنی شما عامل اقتصادی را مهم ترین عامل می دانید؟ در این صورت آیا عامل فرهنگی نقشی ضعیف و کم حاشیه دارد؟
به هیچ وجه، قطعاً یکی از دلایل مهم این موضوع عامل فرهنگی است و اینکه متاسفانه مردم ما یاد نگرفته اند که پاسخ سوال های خود را در کتاب جست وجو کنند و از همین رو وقت کمی را نیز به این مهم اختصاص می دهند؛ عامل مهم دیگر «عادت» است؛ متاسفانه مردم ایران حتی به کتابخوانی عادت هم نکرده اند چرا که اگر جز این بود امروز وضعیت دیگری داشتیم.
آیا مشغله های زندگی روزمره و گرفتاری های مختلف مردم نقشی در این سرانه پایین ندارد؟
به نظر من در کتابخوانی فرض بر وقت آزاد است فرض بر ذهنی آسوده و کم دغدغه است، فرض بر قدرت خرید است که تمامی این فرض ها با فضایی که شما ترسیم کردید به شدت در تضاد است و از همین رو من نیز تاکید می کنم که به دلیل تمامی این عوامل مردم ما تماشای تلویزیون و گوش کردن به موسیقی را بر مطالعه کتاب ترجیح می دهند.

وضعيت اسفناك زنان در رسانه هاي چاپي امروز ايران
بازنمايي جنسيتي زنان در رسانه هاي مكتوب ايران هم اينك وضعيت بسيار اسفناكي را در حال گذران است.اين رسانه ها در نبود نشريات آزاد و مستقل زنان،صفحاتي را با سركليشه «زنان» سياه مي كنند كه نه تنها مباحث مورد بحث در آن ها كوچكترين ارتباطي با دغدغه هاي تاريخي زنان ايران ندارد كه خواننده را نسبت به كاغذي كه با اين مهملات سياه شده اند با يك حالت دلسوزي مواجه مي كند...
ادامه مطلب...

روزنامه نگاران ايراني نخستين سالمرگ بورقاني را گرامي داشتند
خداحافظ اي شعر شبهاي روشن
کمتر روزنامه نگاري را مي شد پيدا کرد که در نخستين سالمرگ احمد بورقاني مسير خانه هنرمندان ايران را بر خود هموار نکرده بود و در مراسم باشکوهي که به همين مناسبت از طرف جمعي از دوستداران و خانواده آن مرحوم ترتيب داده شده بود، حضور به هم نرسانده بود. آري! انگار همين ديروز بود که از طريق يک پيامک از خبر فقدان هميشگي ياور ديرين مطبوعاتي ها و اهالي رسانه باخبر شديم و به همين زودي در مراسم سالگرد درگذشت آن رادمرد، دور هم جمع شديم تا شايد مرگ او را اين بار باور کنيم; مرگي که بي شک لطمه اي بود بزرگ نه تنها به خانواده او که به تمامي آنهايي که نسبتي را با دنياي قلم و روزنامه نگاري براي خود مي شناسند. احمد بورقاني فراهاني هنوز هم در کنار ماست; حضور او اما از يک سال پيش به حضور انديشه هايش که در اين يکسال مجال بيشتري براي واکاوي اش داشته ايم، مبدل گشته است; حضوري که بي شک براي تمامي آناني که او را و انديشه هاي او را مي شناختند ابدي خواهد بود...
ادامه مطلب...

معتاد مجرم نيست
در ضرورت سپردن مسئوليت ترك اعتياد به تشكل هاي غير دولتي

مروري بر اخبار مرتبط با حوزه اعتياد در طول هفته گذشته، نتايج هولناکي را پيش روي افکار عمومي جامعه ايراني قرار مي دهد. «گرايش به ماده مخدر صنعتي شيشه» و آمار بالاي اعتياد به «کراک» به عنوان دو خبر تکان دهنده در هفته گذشته، ضمن اينکه نگراني گسترده فعالين اجتماعي - مدني را به دنبال آورده است، اين پرسش اساسي را در پيش روي افکار عمومي قرار داده است که چگونه با وجود روش هاي مختلف و گاهي متفاوت، مبارزه با مواد مخدر، گرايش جوانان با اين بلاي خانمان سوز نه تنها کاهش نيافته که حتي شکل متنوع تري نيز به خود گرفته است؟ با مروري بر ميزان مصرف مواد مخدر در تهران و شهرستان ها از يکسو و ميزان کشفيات مواد مخدر، حدود 2 تن برآورد روزانه آن، از سوي ديگر، به اين نتيجه ساده اما منطقي مي رسيم که روش هاي امتحان شده در حوزه مبارزه با مواد مخدر نه تنها جوابگوي اين نياز نبوده، سهل است حتي بعضا بر ميزان اعتياد جامعه نيز افزوده است و جوانان بيشتري را به کام آلودگي کشانده است; براي بررسي اين موضوع ضروري است تا به ميزان پژوهش هاي انجام شده براي انتخاب «بهترين راه مبارزه» توجه خاص مبذول داشته شود اما دريغ و صد افسوس که تعداد پژوهش هاي انجام شده و مورد توجه قرارگرفته شايد به تعداد انگشتان يک دست نيز نرسند زيرا از يکسو برخي از مقامات ارشد مسوول در اين حوزه در خيلي از موارد از امر پژوهش غافلند و از سوي ديگر اراده خاصي براي آزمودن روش هاي کمتر مورد توجه قرار گرفته وجود ندارد و اينگونه مي شود که ما همه روزه شاهد پرپر شدن جمعي از جوانانمان در اثر ابتلا به اين بلاي خانمان سوز هستيم. واقعيت اينجاست که اعمال فشار و خشونت هاي رواني که تاکنون و در مواجهه با معتادان جامعه روا داشته شده است، نتيجه عکس داده اند و از همين رو به نظر مي رسد ضمن الزام به سپردن مسووليت ترک اعتياد به تشکل هاي غيردولتي فعال در اين حوزه، ارائه الگوي تازه اي از رفتار همراه با مهر و عطوفت با اين قشر از جامعه نيز ضرورتي است انکار ناپذير که رعايت آن بر هر فردي واجب است; اگر همگان معتاد را قرباني شرايط ناهنجار اجتماعي ببينند که وي را به اين حال و روز انداخته است، ديگر با وي مانند مجرم رفتار نخواهند کرد بلکه تلاش خواهند کرد تا با ارائه مشاوره هاي جسمي و رواني لازم، ضمن فراهم آوردن زمينه بازگشت وي به روند زندگي سالم و طبيعي انرژي هاي فراوان ذخيره شده در وي را نيز آزاد سازند تا او نيز پس از گذار از مرحله تعيين کننده ترک اعتياد، کار و تلاش براي ساختن آينده اي بهتر را براي خود و خانواده اش در پيش گيرد. اميد که چنين شود...

ایدز و آمارهای متفاوت

در حالی بیستمین سالروز جهانی ایدز را پشت سر گذاشتیم که بنا بر آخرین آمارها در حال حاضر تنها ۹۲۱ نفر در ایران تحت درمان این بیماری قرار دارند و این رقم در مقایسه با تعداد ۸۷۳۰ نفری که به طور قطعی نیازمند درمان از این بیماری قرار دارند، آمار چندان قابل قبولی به نظر نمی رسد.ایدز بیماری مهلکی که به دلیل عدم آگاهی رسانی مطلوب در کشورهای کمتر توسعه یافته در طول ۱۵ سال گذشته با افزایشی در حدود ۴ برابری شدن تعداد مبتلا یان روبه رو بوده است، در ایران نیز با فرازو فرودهایی در طول ۲۰ سال گذشته روبه رو بوده است; فراز و فرودهایی که هر چند تبعات مثبت و منفی گسترده ای را به دنبال داشته است، اما متاسفانه نه تنها به کاهش آمار مبتلا یان به این بیماری نینجامیده که به افزایش شمار آن نیز منجر شده است. در حالی که مقامات سازمان ملل در تهران رقمی در حدود ۸۰۰۰۰ نفر را برای تعداد مبتلایان به ایدز در ایران بر می شمارند، مقامات رسمی وزارت بهداشت و سایر مراجع ذی صلا ح، ۱۸۳۲۰ نفر را رقم دقیق مبتلا یان به ایدز می دانند و بر این رقم اصرار می ورزند.فارغ از اینکه رقم واقعی تعداد ایدزی های ایران کدام یک از دو رقم بالا ست، آنچه در این بین مهم و قابل ذکر به نظر می رسد همانا ضرورت اطلاع رسانی دقیق و آگاهی بخشی عمومی به جوانان برای پر هیز از بروز رفتارهایی است که به ابتلا ی طیف وسیع تری از هموطنان به این بیماری مهلک منجرمی شود. اگر نیم نگاهی هم به آمارها داشته باشیم به این تحلیل می رسیم که از آنجایی که ۴۵ درصد از موارد تازه ابتلا یافته به ایدز را جوانان تشکیل می دهند، گروه هدف در این آگاهی رسانی را باید طیف جوان جامعه قرار دهیم و با استمداد از تمامی ابزارهای رسانه ای و فرهنگی، تلا ش نماییم تا با بسط آگاهی های توده ای از بسط همه گیر این بیماری به نحوی جلوگیری نماییم تا نسل های آینده هم به دنبال این آموزش ها، از این بیماری مصون بمانند.از سوی دیگر، با توجه به تغییر الگوی ابتلا ی به ایدز از سرنگ مشترک به روابط جنسی، ضرورت آموزش های پیش و پس از ازدواج به جوانان در هر نقطه ای از کشور که باشند بسیار مهم می نماید تا در سایه این آموزش ها زوجی نباشد که به دلیل عدم آگاهی خدای ناکرده به این بیماری دچار شود.«اهداف توسعه هزاره» ، «بیانیه تعهد» و «بیانیه سیاسی» نیز که میثاق جمعی دولت های عضو سازمان ملل متحد برای مبارزه با ایدز می باشد، نقشه راه و تعیین کننده استراتژی ها و راهبردهایی است که دول عضو می بایست با رعایت اصول آنها به عهد خود با جامعه جهانی برای پیشگیری از فراگیری این بیماری جامه عمل بپوشانند تا در سایه این حمایت ها فردی نباشد که به دلیل عدم آگاهی به این بیماری که امروز دیگر نمی توان گسترش آن را انکار کرد، دچار شود; امید که چنین شود.

مشكل جوانان اشتغال است نه ازدواج

اين روزها به هر کجا که مي روي و به هر محفل دولتي که سر مي زني، سخن از ازدواج جوانان است و اقدامات گسترده دولت نهم براي تسهيل اين امر ميمون ومبارک. به پاي سخنان دولتيان که مي نشيني در آنها جنب و جوش خاصي را مي بيني که به طرح هاي جديد اينان در حوزه ازدواج برمي گردد و ابداعاتشان براي جوانان اين مرز و بوم...
ادامه مطلب...

مسئوليت اجتماعي بزرگان در برابر
كودكان سرطاني ايران

«هيچ کودک مبتلا به سرطان به دليل فقر جان خود را از دست نخواهد داد» اين جمله به نوعي جان کلا م همان کساني است که تنها با اکسير عشق و نوع دوستي، سرمايه خود را مي گذارند تا موسسه اي پا بگيرد و کودکان به زندگي دوباره وبا کيفيتي متفاوت اميدوار گردند.
موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان محک در روز هاي گذشته ميزبان همان هايي بود که گرد هم آمده بودند تا از «مسئوليت اجتماعي» بزرگان صنعت و تجارت ايران بگويند: مسئوليتي که «به حق» به گردنآنها گذاشته شده است، مسئوليتي که به سياست راهبردي موسسه در جذب مشارکت هاي مردمي تبديل شده است. اگر امروز همگان با نام «محک» آشنايند اين امر بي شک مرهون آناني است که 10 سال پيش سنگ بناي اين موسسه را در نقطه مرتفعي از تهران بنا نهادند و ساختماني 18 هزار متر مربعي را با هزينه به نسبت اندک 6 ميليارد تومان تجهيز نمودند; 6 ميليارد توماني که فاصله اش تا مبلغ واقعي ساخت و تجهيز يک چنين بيمارستان مجهزي را بي شک ملاط عشق پر کرده است.
دبير کنفدراسيون صنعت ايران در اين نشست ضمن اظهار خوشوقتي از سابقه ديرينه مسئوليت اجتماعي در فرهنگ ايراني، مسئوليت هاي اجتماعي کسب و کارها را که از شرکت ها مي خواهد به صورت کاملا داوطلبانه به امور خيريه بپردازند، بحثي جديد در ايران مي داند و مي افزايد: ترويج مسئوليت هاي اجتماعي از طريق توسعه امر صنعت يکي از شرايط اصلي عضويت کشورها در WTO است...
ادامه مطلب...

در ضرورت سربازي حرفه اي

فروش خدمت سربازي تکذيب شد. اين خبرکوتاه و به ظاهر تکراري امروز به يکي از چالش برانگيزترين حوزه هاي مرتبط با قشر وسيعي از افراد جامعه يعني جوانان تبديل شده است، به نحوي که هر روز شايعه اي جديد مبني بر طرح خريد يا اصلاح خدمت سربازي در سطح افکار عمومي پخش مي شود و اتفاقا همين خبر خيلي هم سريع از جانب مسئولان امر در ستاد کل نيروهاي مسلح تکذيب مي شود.سربازي و خدمت به کشور به عنوان يکي از مترقي ترين طرح هايي که تاکنون در کشوري چون ايران به اجرا گذارده شده است امروزه به دليل نوع نگاه متوليان امر به آن به طرحي فرسايشي و پر ابهام از جانب جوانان اين ملک و سرزمين تبديل شده است و هر کدام از اين جوانان به نحوي به دنبال راهي براي رهايي از آن هستند و اين در حالي است که در حال حاضر طرح خدمت سربازي آن هم به صورت اجباري آن در اکثر کشورهاي پيشرفته جهان به طور کلي منسوخ شده است.سخن از حذف اين خدمت يا اصلاح آن به نحوي که جريانات احساسي به دنبال آن هستند، نيست بلکه سخن اين است که تمامي دلسوزان اين کشور مي بايست به دنبال تشکيل نوعي ارتش باشند که امروزه به ارتش حرفه اي شهرت يافته است; ارتش و سربازي حرفه اي بدين معناست که خدمت سربازي براي جوانان داراي نوعي مقبوليت گردد که نه تنها از آن پس جوانان به دنبال فرار از آن نباشند که وضعيت به گونه اي گردد که اتفاقا جوانان راغب باشند که اين دوران را با افتخار بگذرانند زيرا در اين وضعيت آرماني نه تنها اين دسته از سربازان به عنوان نيروهاي حرفه اي آموزش هاي لازم را براي تشکيل ارتش حرفه اي مي بينند که در آمد مکفي اي نيز نصيبشان مي شود و بدين وسيله شايد خيلي ها ترجيح دهند در اين وانفساي کنوني، تن به خدمت سربازي دهند تا تن به فرار از آن ...از سوي ديگر سربازي اجباري و هر مقوله اي که صفت «اجبار» پشت آن است، بي شک نمي تواند اهداف متوليان امر را از گذراندن اين دوران براي جوانان برآورده سازد زيرا در اين سالها تنها مساله اي که در ذهن جوانان نمي گذرد، خدمت به کشور و نظام است و هر کدام از اينان به نوعي مي کوشند تا سختي اين دوران را تنها اندکي براي خود هموار نمايند تا شايد اين دوران نيز بگذرد و آنان بر جريان عادي زندگي خود بازگردند.واقعيت اينجاست که خدمت سربازي و بود و نبود آن داراي آن چنان تبعات مثبت و منفي گسترده اي است که کارشناسان و صاحب نظران خيلي با احتياط مي بايست به آن ورود پيدا کنند و مسائل مختلف حاشيه اي آن را واکاوي نمايند اما آنچه به روشني و صراحت رخ مي نمايد، برداشتن صفت اجبار از روي اين طرح مترقي است -البته مترقي در شرايطي که بتوان عنوان ارتش حرفه اي را بر روي آن نهاد- و سوق دادن دوران سربازي به يک دوران جذاب و داراي مقبوليت براي جوانان. اگر از حق نگذريم گذراندن 2 سال آن هم در بهترين و شکوفاترين دوران زندگي هر فرد در داخل پادگان ها و اردوگاه ها نمي تواند به خودي خود داراي جذابيت براي هر جوان ايراني باشد از همين رو بر نمايندگان مجلس و صاحبنظران است تا با تصويب قوانين مترقي در خصوص خدمت وظيفه، از يک سو گذر اين دوران را براي جوانان مطلوب و مقبول نمايند و از سوي ديگر زمينه تشکيل يک ارتش حرفه اي و مدرن را براي کشورمان بيش از پيش مهيا سازند.

در حاشيه برگزاري دومين نمايشگاه و جشنواره ملي رسانه هاي ديجيتال
جشنواره اي غير تخصصي براي خودي ها

دومين جشنواره و نمايشگاه ملي رسانه هاي ديجيتال در حالي به تازگي و با سخنان مديران تماما دولتي دولت نهم به کار خود پايان داده است که اما و اگر ها و حواشي اين جشنواره همچنان و به تمامي رخ مي نمايد.
در ادوار گذشته و تا پيش از روي کار آمدن دولت نهم علي رغم به رسميت شناختن جشنواره رسانه هاي چند رسانه اي و رسانه هاي ديجيتالي در کنار اله سيت و اله کامپ از سوي شوراي عالي اطلاع رساني و تلاش هاي گسترده اي که دبيرخانه جشنواره هاي اول و دوم جهت شناسايي و حمايت مولتي مديا انجام داد،متاسفانه تغيير دولت و روي کار آمدن دولتمردان جديد تمامي اين تلاش ها را نقش بر آب کرد به نحوي که هم اينک شاهد تبليغات گسترده با بودجه عظيم دولتي و ارشادي جشنواره اي هستيم که برخلاف اطلاع رساني قوي و برگزاري جلسات مطبوعاتي متعدد در ادوار گذشته، در سکوت جامعه خبري آي تي و تنها با تبليغات دولتي در صدا و سيما و برخي مطبوعات بازتاب داشته است. فارغ از اينکه با کدام توجيه و دليل منطقي، ادوار گذشته اين نمايشگاه تماما به فراموشي سپرده مي شود،در اين مقال بر آنيم تا از زاويه اي منتقدانه به آنچه در اين دوره از جشنواره بر مفهومي به نام رسانه ديجيتال رفت، بپردازيم...
ادامه مطلب...

کرزای و رقص مرگ
به قلم دکتر امیر مدنی
دوست و استاد همیشگی ام دکتر امیر مدنی اخیرا با نگارش یادداشتی تحلیلی،به بررسی آنچه امروز بر صحنه سیاست افغانستان می رود پرداخته است؛به دلیل اهمیت موضوع متن کامل آن را در زیر می خوانید:
مذاكرات هيات 17 نفري طالبان كه با شركت چهرههايي همچون وكيل احمد متوكل وزير خارجه، ملا ارسلان وزير تحقيقات طالبان و ملاهايي ديگر در حضور نواز شريف نخستوزير سابق پاكستان از حزب مسلم ليگ با گرايش وهابي از سوم تا ششم مهرماه در عربستان انجام شد، نشان آشكار از ميل بازگرداندن افغانستان به گذشته دارد.عربستان دومين كشوري است كه حكومت طالبان را پس از پاكستان به رسميت شناخته بود و تا آخرين لحظات سرپايي طالبان به كمك دلارهاي نفتي و اعزام داوطلب همراه برنامهريزيهاي لجستيكي سرويسهاي پاكستاني ((ISiاز حكومت طالبان پشتيباني كرده بود. دكتر مرتضي دانش از تحليلگران برجسته ايراني از بدو رياست جمهوري آقاي كرزاي در اشپيگل تذكر داده بودند كه سياست پشتون گرايي آقاي كرزاي كه الزاما به منزويسازي ديگر اقوام ميانجامد سرانجام به گروههاي طالباني و حكمتيار نزديك خواهد شد. در واقع كرزاي با منزوي ساختن تدريجي رهبران شمال و ياران احمدشاه مسعود و محدودساختن دامنه عمل اسماعيلخان در هرات و با فراموش كردن اين امر كه خود بارها طالبان و همتايان القاعدهاي آنان را تروريست و آدمكش محافل سرويسهاي مخوف پاكستان (ISI) را حامي آنان خوانده بود (نيوزويك 2 اكتبر 2006) با اعطاي رهبري جهان اسلام به ملك عبدالله به جايي گام نهاده است كه وي را قادر ميسازد تا ملاعمر را برادر بخواند و از وي براي شركت در قدرت دعوت كند.
ادامه مطلب...

تحلیلی بر طرح انحلال سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری
نمایندگان مجلس در برابر قضاوت تاریخ
شايد حکم به انحلا ل سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از آن دست احکامي باشد که تاريخ قانونگذاري اين ملک نمونه اي مشابه با آن را در کارنامه اش سراغ نداشته باشد و مشابه با آن را نيز در آينده به خود نبيند. ايران به عنوان کشوري که مي تواند و بايد به يکي از قطب هاي گردشگري در دنيا تبديل شود بي شک به نهادي عظيم و اتفاقا اين بار بوروکرات نياز دارد تا از اين طريق بتواند ضمن تجميع در کليه فعاليت هاي مرتبط با صنعت گردشگري، ويتريني به مراتب جذاب را نيز از خود در دنيا ارائه نمايد تا بدينوسيله بتواند سهم درآمد ناخالص ملي خود را از اين صنعت سودآور به مراتب بيش از آنچه تاکنون بوده است، بنمايد. در سال 1314 هجري شمسي دولت وقت با هدف جلب سياحان و شناساندن مفاخر و تمدن کهن سرزمين باستاني ايران به خارجيان، اقدام به تاسيس يک اداره تحت عنوان اداره جلب سياحان خارجي و تبليغات در بدنه وزارت داخله نمود.
سپس در سال 1320 يک شورايي تحت عنوان شوراي جهانگردي در داخل وزارت کشور توسط اداره سياسي اين وزارتخانه تاسيس و هفته اي يک بار تشکيل جلسه مي داده است. پس از مدتي با توجه به اهميت روزافزون جنبه هاي اقتصادي و تحکيم مباني حس تفاهم ميان افراد کشورهاي مختلف مورد توجه دولت وقت قرار گرفت و در سال 1333 شمسي در وزارت کشور يک اداره تحت عنوان اداره امور جهانگردي تاسيس شد. به دنبال اين اقدام، در سال 1353 باالحاق سازمان جلب سياحان در وزارت اطلا عات، اين وزارتخانه به عنوان وزارت اطلا عات و جهانگردي تغيير نام يافت. با پيروزي انقلا ب اسلا مي ابتدا وزارتخانه اي تحت عنوان وزارت ارشاد ملي، سپس فرهنگ و ارشاد اسلا مي و در نهايت سازمان ايرانگردي و جهانگردي تشکيل شد تا...
ادامه مطلب...








