تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

برای احمد رضا دریایی روزنامه نگار پیشکسوت

بزرگ بود و از اهالی روزگار...

زمانه بدي شده است; بزرگي از اهالي فرهنگ و رسانه از ميان ما مي رود و ما کک مان هم نمي گزد; نه خبري نه ذکر يادي و نه حتي آگهي تسليتي....
احمدرضا دريايي، هم اويي که صبح پنجشنبه اي که گذشت، براي هميشه در قطعه اصحاب رسانه بهشت زهرا آرام گرفت، از نسل اول روزنامه نگاراني بود که فعاليت هاي مطبوعاتي اش را با نشريه فردوسي آغاز کرد و پس از مدتي برو و بيا در روزنامه اطلا عات «که حتي به عضويت شوراي سردبيري آن نيز درآمد»، روزنامه همشهري را براي فعاليت جدي مطبوعاتي خود برگزيد: فعاليتي که به حق جدي بود و مايه تحسين همگان. شايد بتوان يکي از علل اصلي موفقيت همشهري را در سال هاي آغازين انتشار، حضور و نظارت دريايي بر نحوه مديريت و انتشار آن دانست. انتخاب سال گذشته دريايي از سوي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران به عنوان روزنامه نگار برتر سال را مي توان مهر تاييدي دانست بر حضور دلگرم کننده دريايي در خانواده بزرگ مطبوعات ايران...
دريايي اما ديگر در ميان ما نيست و ما مانده ايم و خاطرات خوب در کنار او بودن; خاطراتي که براي آنهايي که فرصت با او بودن را تجربه کرده اند، بي شک فراموش نشدني باقي خواهد ماند.
گفتني است مراسم ترحيم زنده ياد احمدرضا دريايي عصر امروز از ساعت 16/15 لغايت 17/45 در محل مسجدالرضا واقع در خيابان آپادانا برگزار خواهد شد.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 13:2  توسط پژمان موسوی  | 

نوروزی دیگر...شاید روز نویی دگر...

چندی پیش که پیام شادباش دوست عزیزم استاد مدنی رو به مناسبت فرارسیدن نوروز دریافت کردم،برای نخستین بار بود که نگاهی انسانی و زمینی رو از یک رویداد کهن از سوی دوستانم دریافت می کردم؛پیامی فارغ از قیل و قال های ایدئولوژیک و بگومگوهای وطن پرستانه و ضد وطن پرستانه.نگاهی به تمام عینی...

 روزها می آیند تا از شما مبارک شوند

 مبارک شمایید

و به واقع هم مبارک ماییم...ما انسان ها


+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 0:46  توسط پژمان موسوی  |