جنبش دانشجویی و عقلانیت
با گذشت 8 سال از واقعه کوي دانشگاه تهران و بازخواني عملکرد دانشجويان در آن سال ها، به نوعي پختگي و درايت در فعاليت ها و حرکات بعدي دانشجويان منتقد معترف مي شويم: دانشجوياني که با عبرت گيري از تنش هاي ناشي از واقعه 18 تير، «عقلا نيت» و «منطق» را جانشين احساسات گذشته خود نموده اند.
«نقد قدرت» همواره به عنوان يکي از ذاتي ترين ويژگي هاي جنبش دانشجويي مطرح بوده است و اين در حالي است که در ماه هاي منتهي به18 تير و کمي پس از آن، طيفي از دانشجويان، راه «قدرت» در پيش گرفتند و با نامزدي در انتخابات هاي گوناگون، عزم ورود به ساخت قدرت را داشتند; ساخت قدرتي که منتقد هميشگي اش بودند. با وقوع حادثه1۸ تير و حوادث بعد از آن اما جنبش دانشجويي دريافت که به جاي ورود به قدرت، بهتر است که در حاشيه قدرت و «منتقد هميشگي» آن باقي بماند، منتقدي که در طول اين سال ها نشان داده است «منافع ملي» و «عقلا نيت» در سرلوحه اهداف و فعاليت هاي آن قرار دارد. امروز نيز که 8 سال از آن واقعه مي گذرد، به نظر مي رسد جنبش دانشجويي ايران مي بايست با بازخواني عملکرد گذشته خود در دولت هاي خاتمي و احمدي نژاد، به نقدي دائمي از خود دست يازد تا ضمن حفظ ويژگي نقادانه خود، به آن دسته از مسوولا ني که اتهام بي اخلا قي و فساد به دانشگاه ها مي زنند، ثابت کنند که مي توان ضمن حفظ «اخلا ق دانشجويي» به نقد دائمي قدرت دست زد و از هيچ عاملي هم نهراسيد زيرا افکار عمومي همواره از جنبش دانشجويي «نقد» مي طلبد و راه هاي اصلا ح نابساماني هاي موجود.







