دولت گرایی پارلمانی
«در يک سال اخير، وجهه نظارتي مجلس، به خاطر مصلحت هايي افت کرد به گونه اي که شبهه دولت گرايي پارلمان تقويت شد و مي توان وجه استقلا ل راي و به دور از بازي هاي جناحي و لا بي هاي سياسي بودن را در برهه هايي و در ارتباط با برخي موضوعات، قابل خدشه دانست.»
اينها فرازهايي از سخنان عماد افروغ، نماينده منتقد مردم تهران و رئيس سابق کميسيون فرهنگي مجلس بود; نماينده اي که اخيرا و به دنبال اظهارنظرهاي تندي که عليه طيفي از اصولگرايان از يک طرف و دولتمردان دولت نهم از طرف ديگر، صورت مي دهد، مورد انتقاد و حتي تهديد عده اي ناشناس قرار گرفته است.
عماد افروغ اما در اين سخنان به نقد عملکرد مجلس هفتم و همکاران اصولگرايش در اين مجلس پرداخته است و برخي اقدامات آنها را شايسته عنوان «دولت گرايي پارلماني» مي داند، اقداماتي که تاکنون تنها بعد نظارتي مجلس را تضعيف کرده و افکار عمومي را نيز نسبت به جايگاه مستقل مجلس شوراي اسلا مي بدبين ساخته است. حمايت بي چون و چرا از اقدامات دولت، صحه گذاري بر عملکرد دولتمردان دولت نهم، تضعيف وجهه نظارتي و... همه و همه حکايت از وضعيت مجلسي دارد که در طول سال هاي اخير، به ندرت صداي اعتراضي از آن به دفاع از حقوق ملت و نفي اقدامات دولت برخاسته است و تنها صدايي که از آن بلند شده است، همانا صداي مجيزه و... براي دولت بوده است. ازهمين رو بر نمايندگان مستقل و آزاده مجلس هفتم است تا در فرصتي که از عمر مجلس باقي مانده است، ضمن تقويت بعد نظارتي آن، به آن دسته از نمايندگاني که تنها مدح دولت را مي گويند، ثابت کند که مجلس يعني مجلس پرسشگر و نمايده يعني نماينده منتقد.







