تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

در حاشیه انتقادات محسن رضایی

محسن رضايي ديروز و در اظهارنظري تامل برانگيز، در خصوص رنگ باختن تاثير پذيري اصولگرايان از بزرگان اين جريان و کم رنگ شدن تعامل اعضاي اين جبهه با يکديگر، گلايه هايي را نسبت به دوستان اصولگراي خويش مطرح کرد و بر لزوم بازآرايي و ساماندهي جناح هاي سياسي کشور تاکيد نمود.
واقعيت اينجاست که امروز و در اردوگاه اصولگرايان اوضاع به حدي مغشوش و اختلاف برانگيز شده است که حتي محسن رضايي که خود از عقلاي جناح  اصولگرا نيز محسوب مي شود، نسبت به اين وضعيت اعتراض کرده و وضعيت ديگري را جست وجو مي کند. جناب رضايي بهتر است بدانيد که وضعيت اصولگرايان و جريان هاي حاکم بر آن، ديگر به نحوي نيست که با طرح انتقاد و يا نصيحت هاي ريش سفيدانه، بتوان آن را به وضعيت مطلوب خود پيش برد زيرا اصولگراياني که امروز در راس قدرتند، چنان طعم شيرين قدرت به کام آنها شيرين آمده است، که  به هيچ روي قصد آن ندارند که ولو با ائتلاف با دوستان ديگر اصولگرايشان از اين موقعيت اندکي حتي تنزل يابند. اصولگرايان جديد از طرفي چندان ميانه اي با بزرگان ريش سفيد اصولگرا نيز ندارند و با عدم حرف شنوي از اينان، اعتراض طيف سنتي و قديمي اصولگرايان را نيز سبب شده اند که اعتراض محسن رضايي نمونه اي از اين دست اعتراض هاست. در هر حال به نظر مي رسد که اصولگرايان دو راه پيش رو دارند: يا به ائتلافي حداکثري با محوريت بزرگان قديمي و سنتي اصولگرا تن در دهند يا عطاي وحدت را به لقاي آن ببخشند و منتظر باشند و ببينيد که شرايط، چه امکاني را براي فعاليت به آنها اعطا خواهد نمود... بايد منتظر ماند و ديد...


+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 19:9  توسط پژمان موسوی  |