بنزين و ايرانيان دور از مركز
انتقاد شديداللحن يکي از اعضاي فراکسيون اقليت به آثار و تبعات منفي طرح سهميه بندي بنزين، بار ديگر نگاه ها را به تاثيرات «واقعي» اما «منفي» اين طرح بر زندگي مردم معطوف ساخته است.
فارغ از انتقادات معمولي که تاکنون در خصوص طرح سهميه بندي بنزين از سوي کارشناسان و صاحبنظران ارائه شده است، حضور در بطن زندگي مردم در روستاها و شهرهاي کوچک و دور افتاده، از واقعياتي حکايت مي کند که تاکنون دولتمردان يا مايل نبوده اند آنها را ببينند يا اگر ديده اند به روي خود نياورده اند.
واقعيت اينجاست که بسياري از مردم ايران نه از چالش هاي جناح هاي سياسي ايران خبر دارند ونه از تبعات منفي طرح سهميه بندي بر سياست هاي کلا ن کشور و تنها دغدغه اي که دارند کسب روزي حلا لي است که از راههايي چون کشاورزي و دامپروري يا صنعت به دست مي آيد و اتفاقا اين طرح بيشترين تبعات منفي را بر روي يک چنين قشرهايي از خود به جاي گذاشته است زيرا بسياري از اينان با استفاده از يک دستگاه موتورسيکلت و سرکشي به مزارع و دامداري هاي خود، به گذران امور مي پردازند و از آنجايي که محل کار اينان در بسياري موارد بسيار دورتر از محل زندگي آنهاست، سهميه يک ليتري در روز نه تنها کفاف نمي دهد که زمينه سرخوردگي اينان را نيز فراهم آورده است; امري که اين عضو فراکسيون اقليت هم آن را تاييد مي کند: «هم چنين وسايل موتوري که آسان ترين وسيله براي مسافت هاي زير 10 کيلومتر براي سرکشي به مزارع و باغها بوده، امروز به دليل فقدان سهميه لا زم، روستاييان را زمين گير کرده است.»
به نظر توقع چندان بالا يي نيست از دولتي که ادعاي عدالت گستري و فقر ستيزي را دارد متوقع باشيم که با نيم نگاهي به واقعيات آنچه امروز در جامعه ايران مي گذرد، تا حدي هم به اقشار «دور از مرکز» نگاهي افکند ... «آيا مردم حق ندارند بگويند پول نفت را براي سفره ها ديگر نمي خواهيم حداقل نانمان را آجر نکرده و عرصه را بر ما تنگ نکنيد؟»...
البته در اين زمينه نبايد چندان جاي دور رفت و اگر نمايندگان محترم همان مصوبه خويش را پاس بدارند و بر آن تاکيد کرده و دولت را موظف به انجام بخش دوم آن مصوبه نمايند شايد بسياري از مشکلا ت حل شود.








