روابط عمومی آکادمیک و تندیس های تبلیغاتی
سومين سمپوزيوم بين المللي روابط عمومي هجدهم مرداد ماه در حالي به کار خود پايان داد که در آن از روابط عمومي هاي برتر و چهره هاي ماندگار و برتر روابط عمومي در مراسم ويژه اي تجليل به عمل آمد. فارغ از برگزيدگان دولتي و اساتيدي که در اين سمپوزيوم به عنوان مدرسان نمونه روابط عمومي معرفي شدند، آنچه در اين بين مهم به نظر مي رسد، خروج يک چنين گردهمايي هاي آکادميکي از حالت علمي و تخصصي خود و ورود آنها به ورطه غيرتخصصي و به تعبيري، «بازاري» است.
نگاهي به برگزيدگان دانشگاهي و نهادهاي دولتي منتخب اين سمپوزيوم، به آساني ماهيت يک چنين همايش هاي تخصصي اي را بر اهل اين «حرفه» روشن مي نمايد و آن هم زماني است که مي بينيم اکثر حاميان مالي يک چنين همايش هايي، عموما جزو برگزيدگان نهايي و دريافت کنندگان تنديس هاي بلورين و طلا يي آن هم هستند. در يک چنين فضايي چگونه مي توان به آکادميک بودن و علمي بودن اين همايش ها شک نبرد؟ مگر مي شود در بين تمامي فعالين حوزه روابط عمومي و ارتباطات، همه ساله نهادي خاص به عنوان برگزيده انتخاب شود؟
واقعيت اينجاست که آنچه بيش از پيش نياز امروز جامعه روابط عمومي کشور محسوب مي شود، حرکت فعالين اين حرفه به سمت تخصص گرايي و تقويت زير ساخت هاي اين نهاد مردم نهاد است و نه برگزاري همايش هاي پي درپي و بي نتيجه هر ساله... همگان امروز به خوبي مي دانيم که نهاد روابط عمومي به عنوان پلي بين افکار عمومي و دولتمردان به نگاهي انتقادي همراه با پشتوانه هاي مديريتي و ارتباطي نيازمند است و براساتيد دانشگاه و تاثيرگذاران اين حرفه است تا با تقويت اين نوع نگاه انتقادي، زمينه رشد و بالندگي اين نهال نوپاي مردمي را فراهم نمايند.







