
برای بهاالدین ادب
و پایانی دردناک به نام مرگ
عقربه هاي ساعت عدد 4 بامداد را نشان مي دهند که «ادب» ديگر تاب نمي آورد و به مبارزه اش با بيماري مهلک سرطان معده پايان مي دهد. پاياني دردناک به نام مرگ.
آري! بها» الدين ادب نماينده دوره هاي پنجم و ششم مجلس شوراي اسلا مي از حوزه انتخابيه سنندج، در حالي صبح روز پنج شنبه دارفاني را وداع گفت که 4 سال پاياني عمرش را به مبارزه با بيماري اي اختصاص داده بود که بسيار مهلک مي نمود; همين مبارزه به يک بار چنان ازنظر ظاهري تغييرش داده بود که اگر پيش از آن نمي شناختيش، سخت مي توانستي چهره اش را به ياد آوري.
ادب اما درطول سال هاي زندگي خود در پايه گذاري بسياري از موسسات و نهادهاي اقتصادي و ورزشي هم پيشقدم بود و به عنوان نايب رئيس هيات مديره بانک کارآفرين و بيمه کارآفرين، رئيس هيات مديره انجمن شرکت هاي ساختماني، مدير عامل شرکت آبج، رئيس سازمان نظام مهندسي استان تهران، سخنگوي کانون عالي کارفرمايان، نايب رئيس فدراسيون بسکتبال وموسس باشگاه ورزشي سانيا سنندج به ايفاي نقش پرداخت. از سوي ديگر به دنبال رد صلا حيت در انتخابات مجلس هفتم و به ياري جمعي از همفکرانش، جبهه متحد کرد را راه اندازي کرد و در مسير تقويت نهادهاي مدني، کوشش ها نمود.
ادب که مدرک تحصيلي کارشناسي ارشد خود را در سال 1348 ودر رشته مهندسي راه و ساختمان از دانشگاه امير کبير اخذ کرده بود، از جمله مديران و صنعتگراني بود که «ملي» مي انديشيد و «محلي» عمل مي کرد و در اين راستا به رشد و آباداني خطه مادري خود نيز همت گماشت، اين توجه اما هرگز سبب نشد که ادب به ورطه چالش هاي قوميتي بيفتد و هويت ملي خود را فراموش کند.
براي «اويي» که ديگر در بين ما نيست آمرزش مي طلبيم و تداوم راهي راکه وي از سال هاي پيش در تقويت و حمايت از نهادهاي مدني آغاز کرده است، خواستاريم.







