
تحریم رسانه ای حداد و باقی قضایا...
غلا معلي حدادعادل رئيس مجلس شوراي اسلا مي روز گذشته و در جمع طلا ب مدرسه مروي با اظهار ناخشنودي نسبت به اينکه روزنامه ها وي راتحريم کرده اند، اين امر را نشاني بر اختلا ف افکني رسانه ها در بين جريان اصولگرا دانست و در خصوص عواقب آن به ايراد سخن پرداخت.
به ندرت مي توان فردي را يافت که در فضاي سياسي ايران تنفس کند و از زير و بم هاي سياست ايران باخبر باشد و بتواند با اين وجود، اين ادعا را از جانب جناب حداد باور کند زيرا اندک آشنايي با واقعيت هاي سياست ايران مي تواند به آساني ، نادرست بودن ادعاهاي فوق را روشن نمايد.
به غير از رسانه هاي اصولگرا -که خوشبختانه عدد آنها چندان هم محدود نيست- و رسانه ملي که در لواي منافع ملي و اغلب به جهت سياست هاي اصولگرايان اطلا ع رساني مي کند، روزنامه هاي اصلا ح طلب نيز همواره به درج سخنان و اطلا ع رساني در خصوص عرايض ايشان اقدام کرده اند و اين امري است که بامروري بر آرشيوهاي مطبوعات و رسانه ها، به آساني مي توان به آنها دست يافت. با اين وجود عجيب به نظر مي رسد که از چه رو جناب حداد به ايراد اين مواضع پرداخته اند و حتي از کلمه «تحريم» در اين خصوص، استفاده کرده اند زيرا واژه تحريم زماني به کار مي رود که فردي مطلقا بايکوت خبري شده باشد و نه جز آن.
البته از نظر دور نيست که شايد جناب حداد اين حد از فضاسازي ها را به نفع خود و جريان متبوعش کافي نمي داند و از همين روست که به يک چنين اظهاراتي روي آورده است!
در حالي که افکار عمومي به سبب فضاي نابرابر رسانه اي به نفع جريان محافظه کار، گله مند است، رئيس مجلس شوراي اسلا مي که طبيعتا مي بايست نمايندگي افکار عمومي را بر عهده داشته باشند، در چرخشي 180 درجه اي، از نابرابر بودن فضا به نفع جريان مقابل و شخص خود سخن مي گويد و بار ديگر افکار عمومي را درگير اين سوال مي کند که مگر براي رساندن صداي خود به ديگران، به چه تعداد رسانه و چه مقدار تکرار نياز است تا زمينه براي عدم گله گزاري اينان مهيا گردد؟







