تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

كرنش در برابر غرب...

غلا محسين الهام سخنگوي دولت در تازه ترين اظهارنظرش، «گفت وگو» در طرح گفت وگوي تمدن ها را کاملا از موضع انفعال دانسته است که نه تنها پيام انقلاب اسلامي را منتقل نمي کرد که حتي منتهي به کرنش در برابر سلطه نيز شد.
ديگر براي روزنامه نگاران و فعالا ن سياسي عادت شده است که عصر چهارشنبه ها با سخنان عجيب و تامل گونه سخنگوي دولت روبه رو شوند، که تنها وظيفه خود را دفاع تمام عيار و نه مستدل از عملکرد دولتي مي داند که به مهرورزي و عدالت پروري  شهره است.
«گفت وگوي تمدن ها» يکي از معدود ايده ها و طرح هايي بود که نه تنها مورد حمايت طيف هاي مختلف فکري داخل کشور قرار گرفت که حتي آوازه آن به چهار گوشه جهان نيز رسيد و تقريبا تمامي دولت ها و ملت هاي جهان، آن را جايگزيني مناسب و مطلوب براي طرح جنگ تمدن هاي ساموئل  هانگتينگتون نظريه پرداز معروف آمريکايي دانستند. حال ما را چه شده است که با سرمايه هاي فکري و فرهنگي خود اين گونه مي کنيم؟ به راستي هيچ گاه از خود پرسيده ايم که وقتي ما با نخبگان و مقامات سابق مملکتي خود اين گونه مي کنيم چه انتظاري بايد از «ديگران» داشته باشيم و مي بايست در انتظار چه نوع برخوردي از سوي آنان باشيم؟ سيدمحمد خاتمي در واقع با طرح گفت وگوي تمدن هاي خود، نه تنها موجب کرنش ايران در برابر غرب نشد، که جايگاه و وجهه جمهوري اسلا مي ايران را نيز در جهان به نحوي بالا  برد که هنوز با وجود گذشت دو سال از پايان دوره رياست جمهوري اش، طرح گفت وگوي تمدن هايش بر سر زبان هاست.
از سوي ديگر تعامل با غرب و حفظ منافع ملي امري است که نمي توان بي جهت از آن به عنوان انفعال و کرنش نام برد و تلا ش نمود تا بدين وسيله آن را نکوهش کرد زيرا هر وجدان بيدار وعقل حسابگري مي داند که دنياي امروز بر مدار عقل و منطق مي چرخد و اتفاقا يکي از مهم ترين ابزارهاي اين عقل و منطق نيز تعامل با جهان به عنوان ملت هاي دوست و هم نوع است.
از همين رو بر سخنگوي دولت است تا با تامل بيشتر در سخنان خود، کمتر در جهت تخريب سرمايه هاي مملکت و ملت گام بردارد.


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 16:51  توسط پژمان موسوی  |