
ضرورت تقويت تشكلهاي فراگير كارگري
تاکيدات اخير بر ضرورت ايجاد تشکل هاي فراگير کارگري براي دفاع از حقوق کارگران، اظهارنظري است که طرح آن در شرايط کنوني نه تنها مهم، که بسيار حياتي تلقي مي شود.
با مروري بر ادبيات نظري مباحث ديرينه کارگري و کارفرمايي و ناروائي هايي که از اين ناحيه متوجه کارگران بخش هاي مختلف توليدي و خدماتي روا داشته شده است، مي توان علت مهم بودن طرح اين اظهار نظر در شرايطي که امروز بيش از هميشه، برکارگران اين بخشها، ستم روا داشته مي شود رادرک کرد.
واقعيت اينجاست که کارگران امروز به دليل تضعيف تشکل ها و سنديکاهاي قدرتمند و ساختارمند، دچار نوعي روزمرگي گشته اند روزمرگي اي که نه تنها به نفع توليد و حتي کارفرمايان کشور نيست، که مي تواند لطمات جبران ناپذيري را نيز بر بدنه اجرايي کشور وارد نمايد زيرا و جود تشکل ها و سازمانهاي کارگري ضمن اين که مي تواند در تشکيلا تي کردن کارگران بخش مختلف توليدي و خدماتي موثر افتد، که مي تواند در به وجود آوردن «احساس رضايت شغلي» در کارگران نقش مثمرثمري را ايفا نمايد.
«ضمانت دفاع از حقوق کارگران» به عنوان مهم ترين فلسفه تشکيل تشکل هاي فراگير کارگري، با وقوع حوادث و اتفاقاتي که اين روزها بر جماعت پيماني و قرار داد موقت رفته است، مهم تر نيز مي نمايد و مطالبه حقوق قانوني کارگران را از جانب آنان حياتي تر نيز مي نمايد زيرا در نبود يک چنين تشکل هاي نظام مند و منسجمي، امکان هر نوع برخورد با قشر دلسوز و زحمتکش کارگران وجود دارد و هيچ کارفرمايي را با کي نخواهد بود از برخوردهاي سليقه اي وسلبي با کارگران بخش هاي مختلف کشور. از همين رو به نظر مي رسد بايد طرح اين اظهارنظرها را به فال نيک گرفت و کوشش نمود تا با فراهم کردن بسترهاي تقويت تشکل هاي قدرتمند و قانوني، زمينه احقاق حقوق قانوني کاگران را براي آنان بيش از پيش فراهم نمود و باور داشت که تامين حقوق کارگران، تضمين حقوق کارفرمايان را نيز به دنبال خواهد آورد.








