انتخابات و شهر های دور از مرکز
تاکيد دبيران کل احزاب بر ائتلاف حداکثري اصلاح طلبان در مراکز استان ها و شهرستان ها، گوياي واقعيتي است که اين روزها بر فضاي سياسي و فکري اصلاح طلبان در مراکز استان ها حاکم شده است.
شهرهاي دور از مرکز و مراکز استان ها همواره به دلايل خاصي که ذکر آن از اين مقال خارج است، پتانسيل خاصي را براي ائتلاف در خود پرورانده اند و فعالين سياسي آن کوشيده اند تا در برابر يک رقيب واحد به وحدتي همه جانبه دست يابند تا از يک طرف حاکميت تفکر اصلاح طلبي را در منطقه تثبيت نمايند و از طرف ديگر نماينده اي اصلاح طلب را به مجلس شوراي اسلامي روانه نمايند. «اين پتانسيل ويژه همواره در ادوار گذشته مجلس شوراي اسلامي و در شهرستان هاي مختلف جواب خود را به خوبي پس داده است و اصلاح طلبان موفق شده اند با دستيابي همه جانبه به وحدت، تفکري اصلاح طلب را به مجلس شوراي اسلامي روانه نمايند.»
اينک اما در آستانه هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، اصلاح طلبان با عزمي استوار و اراده اي پولادين، عزم خود را جزم کرده اند تا در شهرستان ها و مراکز استان هاي کشور، با يک دست کردن آرا و ائتلافي همه جانبه، بار ديگر صحنه انتخابات را به واقع انتخاباتي نمايند و اجازه ندهند تا حاکميت تفکر اقتدارگرا، اين بار نيز کرسي هاي سبز رنگ مجلس هشتم را از آن خود کند. اين اراده وقتي مستحکم تر مي شود که فعالين اصلاح طلب با رصد عملکرد نمايندگان دوره هفتم مجلس «که به واقع از روحيه انتقادي فاصله گرفته و به مجيزگويي عملکرد دولتمردان دولت نهم تبديل شده است»، با خود پيمان مي بندند که در صورت در اختيار گرفتن کرسي هاي نمايندگي ملت، ضمن حفظ روحيه انتقادي خود، به آساني از کنار اقدامات و عملکردهاي يکجانبه نگر دولتمردان نخواهند گذشت و به انتخاب کنندگان خود ثابت خواهند کرد که «به واقع» نماينده ملتند.
در اين سوي گود نيز طيف هايي از بدنه اردوگاه اصولگرايي، ضمن جدا کردن خط خود از اصولگرايان دولت مدار، در تلاشند تا در قالب جبهه اصولگرايان مستقل، نمايندگاني مردم مدار را جايگزين نمايندگان دولت مدار هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نمايند. از همين رو به نظر مي رسد رقابت اصلي در انتخابات پيش رو، رقابت ميان دو تفکر «مجلس دولتي» و «مجلس مردمي» خواهد بود و اين واقعيتي است که با مشاهده عملکرد نمايندگان اين دو تفکر در حال حاضر، به راحتي نمي توان از کنار آن، گذشت.








