سينماي مستقل و ملي در محاق
با نگاهي ويژه به علي سنتوري
اقدام نمادين جمعي از دوستداران سينماي ملي ايران در افتتاح حساب ويژه براي جمعآوري مبالغي از سوي افرادي که به طريقي غيرقانوني موفق به خريد و تماشاي فيلم سنتوري آخرين ساخته کارگردان برجسته کشورمان داريوش مهرجويي شده اند را ضمن اينکه مي بايست به فال نيک گرفت و از آن استقبال کرد، در عين حال بايد آن را زنگ خطري دانست براي فروپاشي سينماي ملي و مستقل ايران. صداي دوره گرد هاي خيابان هاي شهرمان اين روزها مملو است از «سنتوري 1000 تومان» که البته اينان نه در کميت کم از سالن هاي سينماي شهرمان دارند و نه در کيفيت و بدا به حال تهيه کننده و کارگرداني که در اين فضا، هواي ساخت فيلمي معناگرا و نه عامه پسند به سرشان بزند...
سنتوري از آن جهت به عنوان نمادي از فروپاشي سينماي مستقل و ملي ايران شناخته مي شود که با وجود کسب مجوزهاي لا زم براي اکران از يک طرف و صرف هزينه هاي فراوان براي توليد و ساختش از طرف ديگر، هرگز مجوز نهايي اکران در سينماهاي شهرمان را کسب نکرد و به جاي آن سي دي هاي کپي به سرقت رفته از اصل فيلم هستند که در گوشه و کنار شهرمان با قيمت هاي بسيار نازل، هر عابري را براي خريد وسوسه مي کنند.
به واقع بر ما چه رفته است؟ جدا از ضرر و زيان ميليوني ناشي از عدم اکران فيلم و عرضه سي دي هاي غيرقانوني در گوشه و کنار شهر که بي شک بيش از همه تهيه کننده فيلم را از ادامه کار در عرصه سينماي ايران مايوس مي کند، اين کارگردان و مخاطبان تخصصي کارهاي او هستند که از برقراري يک تعامل دوسويه و يک فضاي گفتماني تخصصي محروم شده اند و هم اينک يا مي بايست عطاي تماشاي اين فيلم و نقد و بررسي هاي پس از آن را به لقاي آن ببخشند يا چشم انتظار دوره گرداني باشند که با خريد کپي فيلم از آنها، از يک طرف ضرري هنگفت را به تهيه کننده فيلم و از آن طرف سودي هنگفت تر را به مافياي توزيع غيرقانوني فيلم هاي غيرمجاز نصيب آورند.
خطر از دست دادن کنترل فرهنگي کشور که بهروز افخمي از ديگر کارگردانان برجسته کشورمان در روزهاي گذشته از آن سخن گفته است نيز در واقع ناظر به همين امر است، امري که در فقدان يک فضاي سالم فرهنگي، اجازه عرض اندام را به کساني مي دهد که کوچکترين دخل و تصرفي در شکل دادن به افکار ملت و هويت يابي آنان ندارند و تنها در يک فضاي ناسالم فرهنگي است که جرات عرض اندام مي يابند. به واقع در عصري که اطلا عات به انحاي مختلف خود را به خانه هاي شهرمان مي رساند، ديگر چه جاي حذف و سانسور؟ بايد چاره اي ديگر کنيم...








