تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

 

نقطه ي عطف

برگزاري تحصن روز شنبه دانشجويان دانشكده فارغ از كم و كيف و نوع برگزاري آن ، نقطه ي عطفي در تاريخ دانشكده علوم ارتباطات محسوب مي شود.روزي كه دانشجو يكصدا فرياد اعتراض بلند كرد: اعتراض به ستم مضاعفي كه بر جريان دانشجويي حكمفرماست.روزي كه دكتر معتمد نژادي كه كمتر موضع گيري آشكار مي كند، خواستار اتحاد استاد و دانشجو شد، روزي كه خيلي از مسائل روشن شد، روزي كه ميزان پايبندي اساتيد ارتباطاط به خقوق از دست رفته همكار سابقشان روشن شد(از گروه ارتباطات تنها استاد عباس زاده در اين تخصن شركت كرد) تا دكتر نمكدوست ميزان پايبندي همكاران خود را ببيند، روزي كه مشخص شد در دانشكده ي روزنامه نگاري هم روزنامه نگاران حق پوشش خبري يك تحصن صنفي دا ندارند زيرا به قول دكتر فرقاني ما در ايران زندگي مي كنيم!، روزي كه مشخص شد مسئولين حراست نه از رياست دانشكده و يا ختي دانشگاه كه از جاي ديگري دستور مي گيرند،روزي كه خيلي از دانشجويان قديمي دانشكده كه امروز هر كدام روزنامه نگار برجسته اي شده اند دوباره در محل سابق تحصيل خود جمع شدند تا از حقوق استاد مخبوب خود دفاع كنند و روزي كه…

با تمام انتقاداتي كه به نحوه ي برگزاري تحصن روز شنبه وارد است اين نكته را بايد به ياد داشته باشيم كه اولين دانشكده اي بوديم كه در زمان دولت جديد تحصني صنفي دانشجويي برگزار كرديم كه خيلي ها تصور آن را هم نمي كردند.سياست گزاران و تصميم گيران بالا دست روي بد نقطه اي گذاشتند.در واقع تحصن روز شنبه به يك (محك) تبديل شد براي سنجش ميزان پايبندي دانشجو به پيگيري خقوق استادان خوب خود.اكنون آنهايي كه تصميم به لغو قرارداد عضويت هيات علمي دكتر نمكدوست گرفته بودند از كرده ي خويش به شدت پشيمانند.بازتابي كه اين تحصن در رسانه ها پيدا كرد،آنچنان هزينه اي را بر آنها تحميل كرد كه آنها هرگز تصورش را هم نمي كردند.اكنون نيز از دكتر نمكدوست مي خواهم كه به هيچ وجه زير برگه ي حق التدريسي خود را امضا نكند و شان خود را از اين كه هست بالاتر نگه دارد.به واقع تمديد قرارداد عضويت هيات علمي دانشكده براي دكتر نمكدوست اكنون كف مطالبات ماست و ما چيزي جز اين نمي خواهيم كه دكتر نمكدوست را تنها به عنوان عضو هيات علمي دانشكده بدانيم و نه يك استاد مدعو و خق التدريسي.فارغ از مسائل خاص رخ داده در دانشكده عتوم اجتماعي،بايد به اين موضوع به عنوان بك پروژه نگاه كرد.پروژه اي كه نمكدوست و نمكدوست ها را در خواهد نورديد و تحمل حضور امثال او را نخواهد كرد.به قول شاعر   صحبت از پژمردن يك برگ نيست    واي!جنگل را بيابان مي كنند.از همين روست كه اكنون بيش از هر زمان ديگري به اتحاد استاد و دانشجو نيازمنديم.اتحادي نا گسستني براي ايستادگي در مقابل اراده اي كه قصد دارد جنگل را بيابان كند.امروز بيش از هر زمان ديگري لازم است تا بر اشتراكات خود تاكيد بورزيم و از افتراقات خود بكاهيم.دعواي ما امروز بايد بر سر آزادي باشد و نه چيز ديگر.


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 17:50  توسط پژمان موسوی  |