تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

تصور من از کویر...

همواره کویر در نظر من مکانی خشک،بدون بارندگی و بی انتها بوده است.بنا به همین تصور بود که در سفر اخیر خود تصمیم گرفتیم از دل دشت کویر عبور کنیم تا با جذابیتهایش از نزدیک برخورد کنیم اما بر خلاف تصور من از یزد تا دامغان که چیزی حدود ۵۵۰ کیلومتر را در بر می گیرد و از وسط دشت کویر عبور می کند تمام وقت باران می بارید!بارانی که چند بار ما را مجبور به توقف کرد تا از خطر سیل در امان بمانیم،باران حتی یک دقیقه هم قطع نشد و به این ترتیب معادل یکسال بارندگی در آن مکان دقیقا در همان شبی بارید که ما قصد عبور از آن را داشتیم.البته همین باران در کویر هم جلوه ای خاص به آن بخشیده بود به خصوص آنکه از درون نیم دایره ی رنگین کمان هم عبور کردیم اتفاقی که برای کمتر کسی ممکن است بیفتد...


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 10:57  توسط پژمان موسوی  |