تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

گزارش دیدار با خشایار دیهیمی

نیازمند (گفتمان ملی)هستیم

بالاخره افتخار دیدار و گفتگو با خشایار دیهیمی نصیبم شد.گرچه ده دقیقه دیرتر از زمان تعیین شده به محل قرارمان در یوسف آباد رسیدم ولی وی با روی باز مرا به حضور پذیرفت و به گرمی دستانم را فشرد...

نگرانی را می شد در چهره اش دید...نگران بود و دغدغه داشت:دغدغه دانشگاه.می گفت نباید اجازه بدهیم وضعیت دانشگاه های ما از اینم که هست بدتر بشود...دیهیمی اما در ادامه عوام زدگی را پایه توتالیتاریسم برشمرد و از مستعد بودن یک جامعه سرخورده برای این امر خبر داد و افزود که یک جامعه سرخورده را نوید واقعی ارضا نمی کند...دیهیمی در انتها از دست مالی شدن مفهوم دموکراسی در جامعه امروز ایران خبر داد و افزود:نیازمند یک (گفتمان ملی) هستیم...

در اینجا برخود فرض می دانم از استاد که با مشاهده وضع اسف بار گردنم، استادی دیگر را برای معالجه به من معرفی نمود تشکر و قدردانی نمایم...


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 10:19  توسط پژمان موسوی  |