دوستش می داشتم...
دیروز وقتی خبر مرگ ناگهانی عمران صلاحی را از ابراهیم عبدالله زاده شنیدم ناخواسته در بهتی فرو رفتم که برایم غریب بود.هرچند دستی در شعر و طنز ندارم اما طنزهای عمران را می خواندم و دوستش می داشتم،آخرین بار بر مزار شاملو دیدمش و گپی کوتاه با او زدم...
عمران هم رفت...








