تبليغاتX
تا رهایی
بشنو سرود رود را: رفتن. رفتن و رفتن و هرگز برنگشتن

 

برای هم او که ۱۲۲۲ کیلومتر از من دور است و من در کنار او...

برای تو و خویشتن

چشمانی آرزو می کنم

که چراغ ها و نشانه ها را

در ظلمات مان

ببیند

گوشی

که صداها و شناسه ها را

در بیهوشی مان بشنود

برای تو و خویشتن،روحی

که این همه را

در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی

که در صداقت خود

ما را از خاموشی خویش

بیرون کشد

و بگذارد

از آن چیزها که در بندمان کشیده است

سخن بگوییم...


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 23:47  توسط پژمان موسوی  |